فصل سوّم: مبادی ادراک (معرفت یا شناخت)24
راه‌های شناخت:26
الف) راه حسّ (معرفت حسّی)26
محدودیت‌ها و ویژگی‌های چهارگانه شناخت حسّی27
برخی آیات و روایات مربوط به ابزار شناخت حسّی28
آیات:28
روایات:28
ب) راه عقل و خرد (معرفت عقلانی)29
مشخصات شناخت عقلی29
برخی از آیات و روایات مربوط به شناخت عقلی30
آیات:30
روایات:30
حقیقت عقل:32
ج) راه دل و قلب (معرفت شهودی و اشراقی)32
زمینه شناخت اشراقی36
مکانیزم شناخت عرفانی یا همان ادراک و معرفت از راه دل37
د) راه وحی (معرفت و ادراک وحیانی)42

بخش دوّم: فضائل و رذایل در قرآن و روایات معصومین(45
فصل اوّل: مفهوم‌شناسی فضایل و رذایل46
الف) لغت47
واژه فضائل:47
واژه رذایل:47
ب) در اصطلاح47
ملاک و معیار تشخیص فضائل و رذایل اخلاقی48
“سودگرایی”48
“قصد انجام وظیفه”49
“نوع دوستی”49
“تبیین دیدگاه اسلام درباره معیار فضایل و رذایل”50
فصل دوّم: بررسی مسئله “فضیلت و رذیلت” در قرآن و روایات54
دورنمایی از “فضایل و رذایل اخلاقی” در قرآن و روایات55
فضائل:55
الف) فضائل اخلاقی عام:56
ب) فضایل اخلاقی ایمانی:56
ج) فضایل اخلاقی اجتماعی:56
رذایل:57
“ارتباط بین عمل و حوادث عالم”58
روش قرآن در بیان فضایل و رذایل58
“هشدارهای قرآن”59
راه‌های تحصیل فضائل و دفع رذائل59
بخش سوّم: نقش فضائل و رذائل در ادراک61
فصل اوّل: کلیات62
“علّت حجاب دل”64
شکوفایی عقول هدف اصلی انبیاء‌ از تهذیب نفوس بشر65
تأکید قرآن و روایات بر بُعد شناختی انسان66
کارکرد فضائل و رذایل بر قوه ادراک67
الف) کارکرد رذایل67
ب) کارکرد فضائل67
“علوم اشراقی و شهودات عرفانی”68
حکمت، نوعی از شناخت و بصیرت قدسی70
عدم اختصاص علوم اشراقی به انبیاء فقط72
“اندکی سالکان طریق در عین امکان برای همه”74
فصل دوّم: رذایلی که بر ادراک تأثیر می‌گذارند78
عدم وصول به مقصد با مرکب گناه و نافرمانی حقّ79
قلب مریض80
رذایلی که بر ادراک تأثیر می‌گذارند (از دیدگاه قرآن و روایت)81
1- کفر حجاب قلب81
2- تکبّر حجاب نفس82
3- گناه “اعمال سیئه” زنگار دل84
تیره شدن روح به وسیله گناه85
گناه باعث محرومیّت آدمی از رزق87
4- اثر اعراض از ذکر خدا87
5- هواپرستی مانع حکمت89
6- نادیده گرفتن حقّ اهل‌بیت( باعث نقص علم91
7- طول امل و ذهاب عقل91
8- حرص و آز و دنیازدگی مانع حضور ملائکه در قلب92
9- محبّت دنیا مانع بزرگ معرفت93
10- شرک باعث پیدا نکردن راه راست94
11- نفاق سبب عدم فهم94
12- تکذیب آیات الهی و جدل در آیات الهی مانع گشایش درهای آسمان95
13- ظلم علّت محرومیّت از هدایت الهی95
13- دروغگویی96
14- عشق و نفرت سدّ معرفت و ادراک97
15- پرخوری و حرام‌خواری مانع فطانت و زیرکی در ادراک98
16- اغواء شیطان مانع فهم صحیح و القاء شیطان باعث سهو و نسیان99
17- میل به باطل100
18- لجاجت و تعصّب بی‌جا مانع تفکّر، استدلال و حقّ‌بینی101
19- بهانه‌جویی باعث قساوت قلب101
20- غفلت، گمراهی جان102
21- شقاوت و محرومیّت از علم103
22- فسق موجب گمراهی ومانع شناخت حقایق103
23- ترک عمل موجب از دست دادن علم104
24- تن‌پروری و راحت‌‌طلبی موجب محرومیّت از معرفت105
25- فضائل اخلاقی پائین حجاب از امّ‌الفضائل105
26- منع دیگران از علم، باعث سلب علم از خود عالم105
27- حسّ‌گرایی افراطی مانع رسیدن به علوم غیبی106
28- تقلید کورکورانه مانع تفکّر و اندیشه106
29- غضب موجب تباهی عقل107
30- دون همّتی مانع پیگیری اهداف بلند107
31- فرار از جنگ موجب مهر بر قلب و عدم فهم108
32- زیاده‌گویی و پرحرفی و پریشانی و آشفتگی قلوب مانع از دیدن حقایق108
فصل سوم: فضائلی که بر ادراک اثر مثبت می‌گذارند110
فضایل111
“فضائلی که بر ادراک تأثیر دارند.”111
مقصود از رزق در قرآن مجید113
1- ایمان و تقوا شکوفاگر فطرت114
2- عمل فضیلت‌مندانه کلید شناخت117
4- زهد و بی‌رغبتی به دنیا مایه حکمت119
5- اخلاص مایه جوشش حکمت121
6- ذکر مدام الهی باعث بینایی چشم دل:123
7- استغفار و توبه سبب بارش رزق الهی124
مقصود از رزق در روایات معصومین(124
8- القای ملک باعث فزونی فهم125
9- پند پذیری و عبرت گیری موجب بینایی125
10- استمداد از خداوند باعث بصیرت125

11- نوافل سبب قرب الهی و دیدن و شنیدن از نوعی دیگر.126
12- طهارت قلب راه نیل به مراحل برتر قرآن127
13- خوف الهی سبب نوعی علم128
14- خلوت کردن یا شاغل زدایی زمینه کسب فیض الهی129

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

15- دعا کلید رحمت130
16- صبر زمینه نور و صفای باطن130
17- حسن خلق سبب زیادی در رزق131
18- شکر نعمت باعث زیادت در علم و معرفت131
19- حسن نیّت131
20- شرح صدر سبب هدایت132
21- پیروی از صاحب وحی شهود آور و موجب عقلانیّت132
22- همّت بلند شرط رسیدن به کمالات بالا132
23- مشورت و مشاوره باعث فزونی عقل133
24- تواضع مزرعه حکمت133
25- دعوت به حق راهی برای وصول به حقیقت علم و بصیرت134
26- حدیث اهل‌بیت صیقل قلوب، زمینه ساز معرفت برتر134
27- مجاهده در راه خدا، راه رسیدن به مسیر حق135
28- اتباع حقّ، سبب کمال عقل135
29- غلبه بر هوا و هوس، سبب ظهور نیروی عقل135
30- خودشناسی و معرفت نفس باعث علم به دیگران136
31- لقمه حلال سبب نور قلب136
32- گرسنگی و کم‌خوری علّت تابش نور حکمت بر قلب137
33- حفظ زبان کلید حکمت137
34- عبودیت حق سبب رسیدن به مقام یقین138
35- حرکت بسوی خدا و توجه به دوستی خداوند باعث رفع حجوب138
36- تفکّر باعث نورانیت139
جمعبندی140
فهرست منابع157

کلیات

در یک تقسیم‌بندی کلّی می‌توان عوامل مهم تأثیرگذار بر ادراک را به دو عامل درونی و بیرونی تقسیم کرد:
عوامل بیرونی می‌تواند مصادیقی همچون شیطان، دوستان گمراه یا خوب، اجتماعات صالح یا ناصالح، دسترسی یا عدم دسترسی به امکانات آموزشی و معلم داشته باشد.
امّا عوامل درونی نیز مثل ملکات و فضایل اخلاقی و رذایل اخلاقی، در نوع شناخت تأثیرگذارند.
البته تأثیرگذاری عمل بر شناخت و ادراک و همچنین اثرگذاری ادراک و شناخت بر عمل یک تأثیرگذاری دوسویه و متقابل است، امّا ما در این تحقیق فقط یک سوی این تأثیرگذاری که همان نقش عمل2 بر شناخت است را در قالب تأثیرگذاری اعمال خوب یا بد بر شناخت و معرفت مورد مطالعه و دقت نظر بیشتر قرار می‌دهیم.
این تأثیرگذاری‌ها را می‌توان از منظر فلسفی، دینی، روان‌شناختی و یا علوم اجتماعی مورد بحث و پژوهش قرار داد امّا از آنجایی که ما در اینجا از منظر قرآن و روایات معصومین( آن را مطرح می‌نمائیم امکان ورود به همه این رویکردها را به طور مفصّل نداریم و غالب بحث جنبه دینی و از نگاه و منظر قرآن و روایات می‌باشد.

(مفاهیم) و متغیّرها
معرفت و ادراک عنوان متغیّری است که در پرتو رفع و دفع رذایل اخلاقی توسعه پیدا می‌کند و همچنین کسب فضائل اخلاقی باعث تسهیل کسب معارف می‌شود.
پیش‌فرض‌های پژوهش
در این بحث ما پیش‌فرض‌های زیر را مفروض می‌دانیم:
1- انسان موجودی اخلاقی است.
2- انسان تربیت‌پذیر می‌باشد.
3- ظواهر کتاب و سنّت حجّت می‌باشد.
4- شیوه اکتساب از منابعِ دینی شیوه اجتهادی است.
اهداف پژوهش
تأثیرات علمی این پژوهش در علم اخلاق نظری، بسیار وسیع و گسترده می‌باشد و همچنین در حیطه اخلاق عملی و کاربردی تأثیرات زیادی را به دنبال خواهد داشت.
از دستاوردهای این پژوهش می‌توان به کاربرد این بحث و نتایج آن در محیط‌های – علمی حوزه و دانشگاه – اشاره نمود. و این گونه نتیجه‌گیری نمود که: تزکیه مقدّم بر تعلیم بوده و عدم التزام به اخلاق دینی یکی از آفات و دلایل اُفت تحصیلی در محیط‌های علمی می‌باشد. و با تهذیب اخلاقی می‌توان سطح علمی مراکز علمی را بالا برد.
سؤالات پژوهش
سؤالاتی که در این پژوهش به آن پاسخ خواهیم داد به دو گروه سؤالات اصلی و فرعی تقسیم می‌گردند:
الف) سؤالات اصلی:
آیا فضایل و رذایل در ادراک آدمی نقش دارند؟
نظر قرآن و روایات معصومین( در این باره چیست؟
ب) سؤالات فرعی:
آیا برای فهم بهتر و بیشتر مسائل و ارتباط دقیق‌تر با عالم هستی، “تقوا” کارساز است؟
آیا می‌توان گناه را به عنوان یکی از دلایل اُفت تحصیلی در مراکز علمی قلمداد نمود؟
و آیا می‌شود چنین ادعایی را طرح نمود که هر کس که در راه شناخت و معرفت گام برمی‌دارد گریز و گزیری از پاک‌سازی درونِ خویش به عنوان ظرف معلومات ندارد و برای بهتر دیدن باید فضای ذهن و جان را از آلودگی‌ها و غبارهای غفلت و گناه زدود؟
ضرورت تحقیق
از آنجایی که همه جهان‌بینی‌ها، از نوعِ شناختِ انسان‌ها از جهان هستی نشأت می‌گیرند و شناخت‌های صحیح و سقیم هستند که جهان‌بینی‌ها را شکل می‌دهند و از طرفی هم متون دینی همه ادیان الهی و سخنان بزرگان هر دینی بر کسب شناخت و ادراکی بی‌پیرایه تأکید فراوان دارند لذا برای رسیدن به ایدئولوژی صحیح، باید، نوع شناخت و ادراک خود را از کجی و اعوجاج مصون بداریم.
از دیرباز بشر به دنبال دستیابی به معرفتی ناب و ادراکی دقیق بوده است تا خود و دیگران را از تاریکی‌های جهل و گمراهی برهاند. و به نور ادراک و معرفت دست یابد و در شأن و منزلت به قله رفیع جایگاه عالمان و عارفان حقیقی برسد. چرا که قرآن مجید شأن عالمان را رفیع دانسته و آنان را از جاهلان ممتاز نموده است: ?هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ?3.
و در رفعت مقام عالمان می‌فرماید: ?یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ?4.
امّا رسیدن به ادراکِ ناب و بی‌پیرایه و بدور از خطاء، موانعی بر سر راه خود دارد.
در آیات شریف قرآن مرتبه علم و یقین به عنوان برترین هدف آفرینش ذکر گردیده است. به گونه‌ای که “عبادت” که خود در آیاتی از کلام الله به عنوان هدف خلقت نام برده شده است5 خود، زمینه و مقدّمه‌ای برای رسیدن به مقام رفیع و شامخ یقین می‌باشد: ?وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ?.6
ترغیب آیات و روایات به کسب علم و دستیابی به آن، مستلزم شناسایی و بررسی موانع ادراک و شناخت است و به نوعی به آن الزام می‌کند.
امّا از پس این همه تأکید که به علم‌اندوزی و رسیدن به معرفت در آیات و روایات است سئوال اساسی این است که برای رسیدن به این معرفت ناب چه موانعی را باید از سر راه کنار زد و آن موانع کدامند؟
ما در این پژوهش می‌خواهیم رذایل را به عنوان یکی از موانع ادراک و معرفت معرفی نموده و به تشریح این مطلب بپردازیم که گناه به عنوان مانع بزرگی در راه رسیدنِ به ادراک صحیح می‌باشد و همچنین این نکته را بازگو نمائیم که فضیلت‌مندی می‌تواند ما را در دستیابی به علوم و شناختی برتر و بالاتر مدد رساند.
پیشینه تحقیق
برای تحقیق حاضر، دو گونه پیشینه می‌توان ذکر نمود:
الف) پیشینه بحث که منظور از آن، ریشه‌دار بودن این بحث در آیات قرآن مجید و روایات معصومین( به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم می‌باشد. که در تفاسیر و کتب روایی ما انعکاس یافته است.
واژه‌هایی نظیر “ختم”، “طبع”، “رین”، “قفل”، “غلاف”، “کنان”، “عمی”، “ضیق”، “غشاوه” و نظایر آن و همچنین واژه‌هایی مثل “علم”، “نور”، “فتح”، “شرح”، و غیره در قرآن مجید اشاره به این مطلب در قرآن دارند که ما در بحث‌های آینده در باره آنها سخن خواهیم گفت.
همچنین در آثار فلاسفه اسلامی و علمای علوم اجتماعی و روان‌شناسان نیز مطالب مفیدی در این باب مطرح شده است. که نشان‌دهنده حضور این بحث‌ها در نزد گذشتگان می‌باشد.
ب) پیشینه تحقیق و پژوهش که مقصود از آن بررسی‌های محقّقان و پژوهشگران در این زمینه است که در سال‌های گذشته به صورت رساله‌های علمی و پایان‌نامه انجام پذیرفته است.
با توجّه به اهمیّت موضوع، تعداد پژوهش‌های انجام شده در این زمینه بسیار محدود بوده و در عین حال هر کدام از آنها نیز با رویکردی خاص طرح شده است که همین امر سبب می‌شود که فضا برای کارهای جدید در این زمینه بسیار گسترده باشد.
در این مجال اشاره‌ای کوتاه به پژ
وهش‌های انجام شده می‌نمائیم.
1- رساله‌ی دکترای با عنوانِ “تأثیر گناه بر معرفت” با تأکید بر آراء آگوستین قدّیس که توسط خانم میترا “زهرا” پورسینا در سال 1382 ارائه گردید و بعدها با همین عنوان به صورت کتابی به چاپ رسیده است. این رساله با راهنمایی آقای دکتر شهرام پازوکی و مشاوره آقایان دکتر محمّد لگنهاوسن و مصطفی ملکیان – در مرکز تربیت مدرّس دانشگاه قم در مقطع دکتری در رشته فلسفه تطبیقی دفاع گردیده است.
در این پژوهش، امکان تأثیرگذاری گناه به منزله مقوله‌ای دینی – اخلاقی بر تحصیل معرفت، از دیدگاه یکی از متفکران مسیحی بررسی شده است.
2- پایان‌نامه کارشناسی ارشد با عنوان “گناه مانع معرفت” که توسّط خانم فرانک بهمنی در سال 1379 ارائه گردیده است. در این پژوهش نیز گناه به عنوان یکی از امور مهم تأثیرگذار بر خلاّقیت انسان مورد پژوهش قرار گرفته است. این پایان‌نامه با راهنمایی آقای مهدوی راد و مشاوره آقای دکتر قاسم کاکایی، در مرکز تربیت مدرّس دانشگاه قم، مقطع کارشناسی ارشد در رشته الهیّات و معارف اسلامی دفاع گردیده است.
3- پایان‌نامه کارشناسی ارشد با عنوان “تأثیر گناه بر شناخت” با تأکید بر دیدگاه علاّمه طباطبایی( توسط آقای مهدی شکری در سال 1386 ارائه گردید. این پایان‌نامه با راهنمایی استاد محمّد حسین‌زاده و مشاوره آقای دکتر محمّد لگنهاوسن در مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی( قم در رشته دین‌شناسی دفاع گردیده است.
4- پایان‌نامه کارشناسی ارشد با عنوان “موانع شناخت از منظر آیات و روایات” توسط آقای قربان ابراهیمی ارائه گردیده که تا لحظه تدوین این پایان‌نامه متأسفانه نتوانستم آن را تهیه نمایم.
همان گونه که ذکر گردید در پایان‌نامه اوّل که محصول زحمات سرکار خانم پورسینا می‌باشد رویکرد بحث، نظرات و آراء یک کشیش و متفکّر مسیحی می‌باشد. و پایان‌نامه دوّم که خانم فرانک بهمنی آن را تهیه و ارائه داده‌اند جنبه مانعیّت گناه فقط مطرح شده و به نقش فضائل اشاره‌ای نشده است و پایان‌نامه سوّم که به زحمت آقای شکری حاصل شده است تأثیر گناه بر شناخت از منظر یکی از مفسّران بزرگ قرآن مطرح شده است.
امّا حقیر در این پژوهش هر چند ناقص این موضوع را از دیدگاه قرآن و روایات معصومین( طرح نموده و جنبه “مانعیّت رذایل و مُعِدّ بودن فضائل” را برای فهم و ادراک صحیح بررسی می‌نمایم.
و در عین اعتراف به نقاط قوّت در پژوهش‌های انجام شده توسط پژوهشگران بزرگواری که نامشان را ذکر نموده‌ام، قائلم که به خاطر اهمیّت موضوع و ثمرات فراوانی که می‌تواند در حوزه اندیشه داشته باشد و تأثیرات شگرف این بحث در امر آموزش و پرورش، که می‌توان آن را در علل رشد یا اُفت تحصیلی دانش‌آموزان، دانشجویان و طلاّب جای داد، تعداد پژوهش‌های انجام شده بسیار ناچیز می‌باشد و باید در این زمینه کارهای بسیاری را انجام داد.

بخش اول:
ادراک و شناخت
فصل اول:
مفهوم شناسی ادراک

“معنای لغوی”
لفظ “ادراک”، مصدر فعل اَدْرَک یُدرک ادراکاً می‌باشد.
“ادراک الشیء” به معنای رسیدن و لحوق به چیزی می‌باشد. و وقتی گفته می‌شود: “أدْرَکَ المسأله”، یعنی به آن مسأله پی برد و آن را فهمید.
و یا وقتی گفته می‌شود: “ادرکَ الشیءَ بِبَصَرِهِ” یعنی آن چیز را با دیده (چشم) خود دید.
راغب در کتاب مفردات خود ماده اَدرَک را این گونه معنا می‌کند:
اَدرَک: بَلَغ أقْصَی الشِّیء: رسیدن به نهایت یک چیز را درک و ادراک آن چیز گویند.7
و در فرهنگ ابجدی مهیار درک به معنای رفع پوشیدگی یا ابهام آمده است.8
ابن اثیر در النهایه خود ماده الدّرک را این گونه معنی می‌کند. الدّرک: اللّحاق و الوصول إلی الشیء. اَدْرَکْتُهُ إدراکاً وَ دَرَکاً.
یعنی درک کردن همان رسیدن و وصول به یک چیز می‌باشد.9
و لذا اَلْمُنْجد، المُدْرِکات و المَدارِک را همان حواس پنجگانه معنی و ترجمه می‌کند.10
در فارسی نیز این لفظ در همین معانی بکار رفته است. چنان که در فرهنگِ لغت فارسی عمید، إدراک را مصدر لغت درک به معنای درک کردن، دریافتن، دررسیدن، پی بردن و فهمیدن گرفته‌اند.11
در زبان انگلیسی این لغت را با واژه (Perception = ادراک) و (Knowledge = معرفت) و (understanding = فهمیدن) برابر دانسته‌اند.12
در حقیقت تعلّق گرفتن معرفت انسان به چیزی را ادراک همان چیز دانسته‌اند، همچنان که ادراک چیزی عبارت است از تعلّق گرفتن معرفت ما به آن چیز و لاغیر.13
نکته: در این نوشتار و از این پس، استفاده ما از واژه‌هایی نظیر علم، شناخت، معرفت، ادراک، آگاهی و مانند آن تفنّن در عبارت است و در حقیقت بین آن‌ها تمایزی که بین آنها در دقّت نظرهایی که در علم لغت‌شناسی اعمال می‌شود وجود ندارد. یعنی همه این واژه‌ها را به یک معنی می‌گیریم.
دانشمندان علم را، صورت حاصلهی از شیء در نزد عقل دانسته‌اند.
“العلمُ هو الصّورهُ الحاصله من الشیء عند العقل”.
و همچنین در کلام بزرگان دینی علم و ادراک به معنی‌ای بالاتر از محفوظات ظاهری معنی شده است. کأنّه علم نوعی نورانیّت است. یا شاید نوعی ادراک برتر نیز وجود دارد که از آن تعبیر به نور و ضیاء کرده‌اند و خصوصیت آن هم این است که “ظاهراً لنفسه و مُظهراً لغیره” می‌باشد. یعنی هم خودش ابهام ندارد و هم ابهام غیر خودش را می‌زداید.
ابن سینا( درک و ادراک را این گونه معنی می‌کند:
“درک الشیء هو أن تکون حقیقته متمثله عند المدرک” یرید أن یبین أن ادراک الشیء هو حصول صورته عند العقل.14
“درک شیء آن است که حقیقت آن در نزد ادراک کننده متمثّل گردد”.
البته برای ادراک انواعی ذکر کرده‌اند که برای آشنایی بیشتر به کتاب گرانسنگ الاشارات و التنبیهات، ج 2، ص 323 مراجعه گردد.
مرحوم ملاصدرا( هم ادراک را حصول صورت شیء برای مدرِک می‌داند: “و الإدراک لیس الاّ حصول صوره الشیء للمدرک”15 “و ادراک نمی‌باشد مگر حصول صورت شیء در نزد ادراک کننده”.
تعریف شناخت و معرفت
واژه “شناخت” امروزه کمتر از اصطلاح “معرفت” در گفتار و نوشتارِ معرفت‌شناسانِ فارسی‌زبان، استفاده و به کار برده می‌شود.
شناخت، از مفاهیم بدیهی و غیر قابل تعریف است. دلیل این که شناخت، قابل تعریف نیست این است که گفته‌اند: ما همه چیز را به علم می‌شناسیم، اگر بخواهیم علم را به علم تعریف کنیم این تعریف، دور مصرّح خواهد بود، و اگر بخواهیم به غیر علم بشناسیم لازم است اوّل آن غیر علم را توسط علم بشناسیم آنگاه علم را به وسیله آن بشناسیم چنین تعریفی نیز به مثابه همان دور مصرّح است. آنچه در تعریف شناخت و یا علم گفته می‌شود تعریف حقیقی نبوده بلکه تعریف تنبیهی است، یعنی مطلبی که در ذهن مخاطب موجود است لیکن مورد تنبّهِ او نیست و با الفاظ مُشابه و کلمات معادل، آن معنای مرتکز در صحنه ذهن او برجسته و بارز نشان داده می‌شود.
از جمله تعاریف لفظی که برای شناخت ذکر می‌شود این است که شناخت عبارت است از آگاهی به واقعیّت و یا راه پیدا کردن به واقعیّت.16
بار دیگر اعلام می‌کنم که مقصود ما از واژه‌هایی مثل ادراک، معرفت، علم، شناخت همان مطلق آگاهی می‌باشد. و امّا اختلاف نظر علماء در ماهیّت ادراک، به خاطر خفاء آن نیست بلکه به علّت شدّت وضوح آن می‌باشد. بوعلی( در این باره می‌فرماید:
“و أعلم أنّ العلماء اختلفوا فی ماهیّه الإدراک اختلافاً عظیماً و طوّلوا الکلام فیها لا لِخِفائها بل لِشدَّه وضوحِها”.17
یعنی اختلاف علماء در ماهیّت ادراک و اطاله کلام در این امر به خاطر خفاء معنی ادراک نیست بلکه به خاطر شدّت وضوح آن است.
مفهوم وسیع شناخت شامل هر نوع آگاهی و ادراکی نظیر حقیقت وحی و الهام و انواع مکاشفات و مشاهدات عرفانی و شناخت حسّی و شناخت عقلی می‌باشد.18
(ادراک) علم و معرفت از منظر قرآن و روایت
چنان که قبلا یک بار متذکّر شدم در روایات ما سخن از گونه‌ای دیگر از علم آمده که ویژگی‌های آن با علوم متعارف فرق دارد.
مقصود از علم و معرفت و ادراک در قرآن و روایات معصومین( از سنخ “ساینس” و علوم متداول در فرهنگ غرب نیست بلکه از سنخ دیگری است که با تعبیر نور و ضیاء از آن یاد می‌شود.
در این نوع ادراک نقش محصّل در تحصیل نور دانش، تنها در فراهم ساختن زمینه پیدایش آن است، وگرنه چراغ پرفروغ نور دانش، هدیه‌ای است الهی به انسان‌های شایسته که از عالم غیب، فیض می‌گیرد و کانون جان را روشن می‌سازد. لازمه ایجاد این نور که با علوم رسمی تفاوت دار
د در گام نخست، زایل کردن موانع و در گامِ دوّم، فراهم ساختن زمینه‌های پیدایش آن است.
چنان که قرآن مجید در این باره می‌فرماید:
?وَ لِیَعْلَمَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَیُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهادِ الَّذِینَ آمَنُوا إِلى صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ?19
و رسول مکرم اسلام( در حدیثی زیبا این نوع ادراک و معرفت را نوری می‌داند که خداوند آن را در دل دوستان خود می‌تاباند.
“العلم نورٌ و ضیاء یقذفه الله فی قلوب أولیائه، و نطق به علی لسانهم”.20
و عن امیرالمؤمنین علی( روایت شده که فرموده‌اند:
“العلم مجبول فی قلوبکم، تأدّبوا بآداب الرّوحانیّین یظهر لکم”.21
همان طور که در این اشارات ملاحظه می‌شود سِنخی از ادراک وجود دارد که فضیلت‌مندی و رذیلت‌مندی انسان در دستیابی به این نوع ادراک و یا در محرومیّت از آن نقش اساسی و به سزایی دارد.
اختلاف شناخت‌ها زمینه‌ساز تفاوت ایدئولوژیها
اندیشمندان در طول تاریخ برای مسئله شناخت اهمیّت فوق العاده‌ای قائل بوده‌اند. شاید بتوان گفت کمتر مسئله‌ای تا به این اندازه مورد دقّت نظر آنان قرار گرفته باشد. و از اهمیّت آن هنوز هم کاسته نشده است.
اختلاف شناخت‌ها که باعث اختلاف در نوع نگاه می‌شود نهایتاً باعث اختلاف در جهان‌بینی‌ها نیز می‌شود لذا جهان‌بینی‌های متعددی را در عالم به خاطر نوع نگاه و به خاطر اختلاف در شناخت می‌یابیم. لذا می‌توان گفت که “اختلاف شناخت‌ها علت اختلاف ایدئولوژی‌ها و جهان‌بینی‌هاست.22 پس آدمی با زمینه‌سازی در وجود خود برای رسیدن به آن سنخ از علوم [که گفتیم نوعی نورانیّت است] در حقیقت به نوعی از تفکّر و بینش و ایدئولوژی دست می‌یابد که محصول با واسطه تقوی و فضیلت‌مندی و دوری از رذایل است.
امکان شناخت:
مطلب مهم دیگری که باید در این مجال طرح گردد این است که آیا اصلاً شناخت امکان‌پذیر است یا نه؟
این از سؤالاتی بوده است که از دیرباز بشر با آن روبرو بوده است و در طول تاریخ بحث‌های زیادی هم راجع به آن مطرح گردیده است و بارها در اروپا نیز موج خطرناک شک‌گرایی و لاادری‌گری و سوفسطایی‌گری پدید آمده است.
امّا واقع این است که با بررسی اقوال مختلف در این باب، نهایتاً نظریه “امکان شناخت” جای خود را در بین اقوال دیگر، باز می‌کند و مدافعین امکان شناخت ادلّهی خود را بر کرسی اثبات می‌نشانند.
عمده آنچه را که مخالفین نظریه امکان شناخت بر روی آن تکیه دارند خطاهایی است که در ابزار شناخت رُخ می‌دهد، و آنها این نکته را بهانه‌ای قرار داده‌اند تا ریشه امکان شناخت را از بیخ و بن برکنند.
“امّا امکان و وقوع علم و شناخت، مطلبی نیست که برای هیچ انسان عاقلی که ذهنش به وسیله پاره‌ای از شبهات، آشفته نشده باشد قابل انکار و یا حتّی قابل تردید باشد و آنچه جای بحث و بررسی دارد و اختلاف درباره آن معقول است تعیین قلمرو علم انسان، و تشخیص ابزار دستیابی به علم یقینی، و راه بازشناسی اندیشه‌های درست از نادرست و مانند آنهاست.”23
و در حقیقت ما امکان شناخت را به عنوان یک پیش‌فرض پذیرفته‌ایم و الاّ بدون پذیرش امکان کسب معرفت و شناخت، بحث از مُعِدْ بودن فضایل و یا مانعیت رذایل، بیهوده و عبث خواهد بود.
از آنجایی که در کتب شناخت‌شناسی امکان شناخت اثبات گردیده ما آن را مفروض دانسته و لذا باید به دنبال راه‌های ادراک، که ما را به واقعیت‌های موجود در جهان برسانند برویم. هر یک از مبادی معرفت و ادراک قسمتی از پرده‌ها و حجاب‌های بر روی رازهای جهان هستی را کنار می‌زنند و ما را با واقعیات و حقایق عالم آشنا می‌سازند. قبل از هر چیز ما اهمیّت ادراک و معرفت را از دیدگاه قرآن و روایات به طور بسیار مختصر مطرح می‌نمائیم. چرا که محور اصلی بحث‌ها و منبع اصلی این پژوهش، قرآن مجید و روایات وارده از معصومین( می‌باشد. و سپس در فصول آینده به سراغ بحث مهم تأثیرگذاری فضائل و رذایل بر نحوه ادراک می‌رویم.

فصل دوّم:
اهمیّت و لزوم ادراک از منظر قرآن و روایات

در اهمیّت ادراک همین مطلب بس است که ما در کتاب و سنّت، به آیات و روایات بسیار زیادی در این باب مواجه می‌شویم که به اهمیّت این موضوع اشاره دارند و در حقیقت درمی‌یابیم که هدف از آفرینش جهان، رسیدن به علم و معرفت است. بعثت انبیاء و نزول قرآن مجید و معراجِ نبی مکرّم اسلام( همه و همه زمینه‌ساز معرفت بشر بوده است تا بشر در پرتو تعلیم و تربیت و تزکیه نفوس و اندیشه و تدبّر به مقام یقین دست یابد. ?وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ?24.
ما در این فصل از دو دیدگاه قرآن و روایات به اهمیّت ادراک اشاره می‌نمائیم.
الف) قرآن مجید
بطور قطع هیچ کتابی به اندازه قرآن مجید برای شناخت ارزش قائل نشده است و هیچ مکتبی به اندازه اسلام مردم را به شناخت و معرفت پیدا کردن ترغیب ننموده و به از بین بردن موانع شناخت و ایجاد شرائط کسب آن تأکید نکرده است.
“در قرآن مجید بیش از یکصد و پنج (105) بار واژه “علم” و بیش از هفتصد و هفتاد (770) بار شکل‌های مختلف آن و چهل و نه (49) بار ماده “عقل” و بیست (20) بار ماده “فقه” و هیجده (18) بار ماده “فکر” به کار رفته که در اکثر موارد با اصرار شگفت‌آوری مردم را به اندیشه و تفکّر و تفقّه و تعقّل برای شناخت حقیقت و حرکت در مسیر آن دعوت می‌نماید و احادیث اسلامی نیز، در این باره قابل احصاء نیست.25
قرآن مجید نه تنها مسئله شناخت و معرفت را یک امر ممکن می‌شمرد بلکه آن را از “اهم واجبات” معرفی می‌کند. جالب این که این دعوت در زمانی و مکانی صورت گرفته که ابرهای سیاه و تاریک جهل و بی‌خبری اُفق‌ها را پوشانده بود. این دعوت به صورت‌های کاملاً متنوعی در آیات مختلف بیان شده که هر یک از آن تعابیر، مسئله شناخت را از زاویه خاصّی مورد توجه قرار می‌دهد.
در 27 آیه قرآن کریم با استفاده از جمله “إعْلَموا” دعوت صریح به لزوم دانستن و معرفت می‌نماید.
?فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ?.26
?وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلِیمٌ?.27
?وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ ما فِی أَنْفُسِکُمْ فَاحْذَرُوهُ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِیمٌ?.28
?وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ?29.
?اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاهُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ…?30.
و آیات فراوان دیگر.
و در آیات فراوانی هم سرزنش‌های مکرّر بر ترک تفکّر انجام گرفته است.
?أَ فَلا تَتَفَکَّرُونَ?31.
?أَ فَلا تَعْقِلُونَ?32.
به قدری آیات در این باب زیاد است که هر تازه‌واردی در دین اسلام، با اندک تأمّلی در قرآن، درمی‌یابد که اساس همه ارزش‌ها از منظر قرآن، علم و کسب معرفت است و جهل و نادانی ریشه همه معایب و کجی‌هاست. همچنین اسلام تأکید فراوان دارد که انسان در هر حرکتی نیازمند به شناخت و آگاهی است و مبنای هر عقیده و عملی باید بر اساس شناخت و معرفت باشد.
بر مبنای قرآن، علم و معرفت حقیقت و جوهری دارد و ظاهر و پوسته‌ای، انواع دانش‌های رسمی، اعم از اسلامی و غیر اسلامی، پوسته دانش محسوب می‌شوند و حقیقت دانش و معرفت، چیز دیگری است. در فرهنگ قرآن، حقیقت دانش، نوری است که در پرتو آن، انسان، جهان را آن گونه که هست، می‌بیند و جایگاه خود را در هستی می‌یابد. این نور هم مراتبی دارد که مرتبه بالای آن انسان را به مقصد اعلای انسانیّت رهنمون می‌سازد.
قرآن کریم در این باره می‌فرماید:
?أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها?33.
پس آنچه که از آیات قرآن کریم استفاده می‌شود تأکید فراوان به مسئله معرفت و ادراک است که بشر نباید خود را لحظه‌ای از این مهم بی‌نیاز دانسته و باید که قدر و منزلت خویش را همواره در این گوهر گرانبها جستجو نماید.
ب) روایات معصومین(
به موازات آیات فراوان قرآن مجید، روایات فراوانی از نبیّ مکرّم اسلام( و ائمه معصومین( که شارحان و مفسّران حقیقی وحی الهی‌اند در رابطه با لزوم علم‌آموزی و کسب ادراک و معرفت وارد شده است. کافی است انسان نظری به کتب معتبر روایی بیندازد تا با روایات متعدّدی روبرو شود که فقط احصاء آن‌ها کار بسیار مشکلی است. همین سبب شده است که در کتب ارزشمند روایی باب مستقلی در رابطه با علم و معرفت و عقل مفتوح گردد تا به جمع‌آوری این گونه روایات بپردازد.34
در یک تقسیم‌بندی کلّی می‌توان روایات معصومین( را در این باب، به چند بخش تقسیم نمود:


پاسخ دهید