2-1-1- پیش­سقراطیان :

2-1-1-1- هرقلیطوس (هراکلیتوس)

وی از بزرگان حکمای باستان و از اهل افسیوس می باشد. هرقلیطوس جهان را به رودی تشبیه می­کند که همواره روان می باشد و هر لحظه مانند لحظه­ی دیگر نیست. وی معتقد می باشد که نسبت به هیچ چیز نمی­توان گفت می­باشد بلکه بایستی گفت می­گردد و شدن نتیجه­ی کشمکش اضداد می باشد؛ از این­روی هرقلیطوس جنگ در عالم را ضروری می­داند و از طرفی معتقد می باشد که بایستی حد تعادل و تناسب رعایت گردد. یعنی به زعم هرقلیطوس عدالت، اعتدال می باشد و بی­عدالتی خروج از حد اعتدال. چنان­که به جدّ معتقد می باشد اگر چیزی از حد اعتدال بیرون گردید، عدل عالم او را به مقام خود بر می­گرداند (فروغی، 1388).

 

2-1-1-2- سوفسطاییان

در یونان باستان انگیزۀ اصلی و اولیه­ای که موجب طرح مساله­ی عدالت از جانب فلاسفه­ی مهم و معروف آن سامان یعنی ، افلاطون و ارسطو گردید، از موضع سوفسطاییان برمی‌خاست. مواضع سوفسطاییانی زیرا پروتاگوراس، آنتیفون و تراسیماخوس مجادلاتی برانگیخت که سرانجام موجب تنظیم نظری و فلسفی در خصوص عدالت از جانب فلاسفه­ی آن وقت گردید ( بشیریه، 1382). دستگاه­های فلسفی بزرگ پیش از نیمه دوم قرن پنجم با یک نهضت شکاکیت روبه­رو شدند که بزرگترین شخصیت آن پروتاگوراس، بزرگ سوفسطاییان بود. لفظ سوفسطایی به کسی اطلاق می­گردید که امور خاصی را که برای زندگی عملی به­کار می‌آمد را به جوانان می‌آموخت و زیرا برای این­گونه آموزش­ها مدارس عمومی وجود نداشت، سوفسطاییان به کسانی درس می­دادند که توانگر بودند. همین امر باعث گردید که تمایل طبقاتی خاصی در آن‌ها شکل بگیرد و اوضاع سیاسی آن وقت این امر را تشدید می­نمود. در آتن و بسیاری از شهرهای یونان دموکراسی از لحاظ سیاسی باب شده بود اما عملاً کاری صورت نمی‌گرفت (راسل، 1390). موضع اصلی سوفسطاییان در خصوص عدالت این بود که آن­چه معمولاً عادلانه یا ناعادلانه شمرده می­گردید، وافعیت عینی و خارجی ندارد بلکه نتیجه میثاق­ها و رسوم اجتماعی می باشد. به عقیده­ی سوفسطاییان هیچ شیوه­ی زندی خاصی همواره و در همه­جا عادلانه و درست نیست و هیچ اصول عدالتی که مطلقاً و همواره معتبر باشد، وجود ندارد. بعضی از سوفسطاییان افراطی­تر نیز معتقد بودند که مفهوم عدالت تنها اطاعت از قوانین جاری جامعه می باشد و زیرا قوانین جامعه در همه جا از جانب طبقه­ی حاکمه و به نفع آن طبقه وضع می­گردد، پس عدالت معنایی غیر از حفظ منافع اقویا ندارد. تراسیماخوس در همین زمینه این­گونه استدلال می­نمود که عدالت صرفاً همان منفعت حکام و توانگران می باشد و قانون نیز بیانگر منافع قانون­گذار می­باشد. به این شکل سوفسطاییان هرگونه ملاک و معیار عینی و مطلق برای تمییز اعمال عادلانه را نفی می­کردند. در واکنش به چنین مواضعی فلاسفه­ی یونان به عرضه­ی نظریاتی در باب عدالت پرداختند که در ذیل تبیین خواهیم داد (بشیریه، 1382).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارتباط شیوه های فرزند پروری والدین با سبک های حل مسئله ی دانش آموزان

سوالات یا اهداف پایان نامه :

  1. فهم مولفه­های نابرابری آموزشی از دیدگاه مکتب انتقادی (پائولو فریره)
  2. فهم مولفه­های نابرابری آموزشی در نظام آموزشی ایران از دیدگاه دبیران و متخصصان تعلیم­وتربیت
  3. مقایسه مولفه­های نابرابری آموزشی از دیدگاه مکتب انتقادی (پائولو فریره) و نظام آموزشی ایران از دیدگاه دبیران و متخصصان تعلیم­وتربیت

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان : مقایسه ی مولفه های نابرابری آموزشی بر اساس مکتب انتقادی با مولفه های نابرابری آموزشی در نظام آموزشی ایران

دسته‌ها: دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید