کریستوز جنکز معتقد بود که جامعه­ی آمریکا بیش از تحرک به برابری نیاز دارد واین همان چیزی بود که در حوزه­ی آموزش­و­پرورش، مایکل یانگ فرق بین ایده­آل­های تحرک و عدالت اجتماعی را به­گونه صریح در کتاب “رشد شایسته سالاری” مطرح نمود.

مکتب کارکردگرایی با تاکید بر روابط بین آموزش­و­پرورش و دیگر نهاد­های اساسی نظیر اقتصاد و سیاست به پیشرفت مطالعات جامعه­شناختی آموزش­وپرورش کمک شایانی نمود اما مسلماً نتوانست به سوالات اقتصادی سیاست­گذاران در مورد ارزشمند­بودن سرمایه­گذاری آموزشی پاسخ دهد. این سوال مربوط به اقتصاددانان می­گردید و پاسخ آنها همه نظریه­ی سرمایه انسانی بود (همان).

 

2-1-17-3- نظریه­ی سرمایه انسانی

این نظریه که طلیعه­ی تولد “اقتصاد آموزش­و­پرورش” می باشد، در نظریات تئودور شولتس متجلی شده می باشد. نظریه سرمایه انسانی در علم اقتصاد، همان فرضیه­ی هنجار تحرک رقابتی را دنبال می­کند. بر اساس این فرضیه، سازمان مدرسه وکار فرصت­هایی ارائه می­دهند، و موفقیت فرد در این فرصت­ها بستگی به این دارد که چقدر سخت کوش بوده وچقدر توانایی تحصیل دارد. از این­رو بر اساس این نظریه، سه عامل یعنی توانایی، مهارت­آموزی و تحصیلات، سرمایه انسانی فرد را تشکیل می­دهند. همانند سرمایه مادی، سرمایه انسانی نیز با سرمایه­گذاری­کردن افزایش می­یابد و آموزش­و­پرورش ابزار اصلی سرمایه­گذاری برای افزایش سرمایه انسانی فرد می باشد (همان).

سوالات یا اهداف پایان نامه :

  1. فهم مولفه­های نابرابری آموزشی از دیدگاه مکتب انتقادی (پائولو فریره)
  2. فهم مولفه­های نابرابری آموزشی در نظام آموزشی ایران از دیدگاه دبیران و متخصصان تعلیم­وتربیت
  3. مقایسه مولفه­های نابرابری آموزشی از دیدگاه مکتب انتقادی (پائولو فریره) و نظام آموزشی ایران از دیدگاه دبیران و متخصصان تعلیم­وتربیت
این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی، سبک های پردازش هویت و ترس از صمیمیت

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان : مقایسه ی مولفه های نابرابری آموزشی بر اساس مکتب انتقادی با مولفه های نابرابری آموزشی در نظام آموزشی ایران

دسته‌ها: دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید