ین فصل از دو دیدگاه قرآن و روایات به اهمیّت ادراک اشاره می‌نمائیم.
الف) قرآن مجید
بطور قطع هیچ کتابی به اندازه قرآن مجید برای شناخت ارزش قائل نشده است و هیچ مکتبی به اندازه اسلام مردم را به شناخت و معرفت پیدا کردن ترغیب ننموده و به از بین بردن موانع شناخت و ایجاد شرائط کسب آن تأکید نکرده است.
“در قرآن مجید بیش از یکصد و پنج (105) بار واژه “علم” و بیش از هفتصد و هفتاد (770) بار شکل‌های مختلف آن و چهل و نه (49) بار ماده “عقل” و بیست (20) بار ماده “فقه” و هیجده (18) بار ماده “فکر” به کار رفته که در اکثر موارد با اصرار شگفت‌آوری مردم را به اندیشه و تفکّر و تفقّه و تعقّل برای شناخت حقیقت و حرکت در مسیر آن دعوت می‌نماید و احادیث اسلامی نیز، در این باره قابل احصاء نیست.25
قرآن مجید نه تنها مسئله شناخت و معرفت را یک امر ممکن می‌شمرد بلکه آن را از “اهم واجبات” معرفی می‌کند. جالب این که این دعوت در زمانی و مکانی صورت گرفته که ابرهای سیاه و تاریک جهل و بی‌خبری اُفق‌ها را پوشانده بود. این دعوت به صورت‌های کاملاً متنوعی در آیات مختلف بیان شده که هر یک از آن تعابیر، مسئله شناخت را از زاویه خاصّی مورد توجه قرار می‌دهد.
در 27 آیه قرآن کریم با استفاده از جمله “إعْلَموا” دعوت صریح به لزوم دانستن و معرفت می‌نماید.
?فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ?.26
?وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلِیمٌ?.27
?وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ ما فِی أَنْفُسِکُمْ فَاحْذَرُوهُ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِیمٌ?.28
?وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ?29.
?اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاهُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ…?30.
و آیات فراوان دیگر.
و در آیات فراوانی هم سرزنش‌های مکرّر بر ترک تفکّر انجام گرفته است.
?أَ فَلا تَتَفَکَّرُونَ?31.
?أَ فَلا تَعْقِلُونَ?32.
به قدری آیات در این باب زیاد است که هر تازه‌واردی در دین اسلام، با اندک تأمّلی در قرآن، درمی‌یابد که اساس همه ارزش‌ها از منظر قرآن، علم و کسب معرفت است و جهل و نادانی ریشه همه معایب و کجی‌هاست. همچنین اسلام تأکید فراوان دارد که انسان در هر حرکتی نیازمند به شناخت و آگاهی است و مبنای هر عقیده و عملی باید بر اساس شناخت و معرفت باشد.
بر مبنای قرآن، علم و معرفت حقیقت و جوهری دارد و ظاهر و پوسته‌ای، انواع دانش‌های رسمی، اعم از اسلامی و غیر اسلامی، پوسته دانش محسوب می‌شوند و حقیقت دانش و معرفت، چیز دیگری است. در فرهنگ قرآن، حقیقت دانش، نوری است که در پرتو آن، انسان، جهان را آن گونه که هست، می‌بیند و جایگاه خود را در هستی می‌یابد. این نور هم مراتبی دارد که مرتبه بالای آن انسان را به مقصد اعلای انسانیّت رهنمون می‌سازد.
قرآن کریم در این باره می‌فرماید:
?أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها?33.
پس آنچه که از آیات قرآن کریم استفاده می‌شود تأکید فراوان به مسئله معرفت و ادراک است که بشر نباید خود را لحظه‌ای از این مهم بی‌نیاز دانسته و باید که قدر و منزلت خویش را همواره در این گوهر گرانبها جستجو نماید.
ب) روایات معصومین(
به موازات آیات فراوان قرآن مجید، روایات فراوانی از نبیّ مکرّم اسلام( و ائمه معصومین( که شارحان و مفسّران حقیقی وحی الهی‌اند در رابطه با لزوم علم‌آموزی و کسب ادراک و معرفت وارد شده است. کافی است انسان نظری به کتب معتبر روایی بیندازد تا با روایات متعدّدی روبرو شود که فقط احصاء آن‌ها کار بسیار مشکلی است. همین سبب شده است که در کتب ارزشمند روایی باب مستقلی در رابطه با علم و معرفت و عقل مفتوح گردد تا به جمع‌آوری این گونه روایات بپردازد.34
در یک تقسیم‌بندی کلّی می‌توان روایات معصومین( را در این باب، به چند بخش تقسیم نمود: